Archive for اوت 2008

شوک – شبکه 3 سیما

اوت 27, 2008

Jadidan barnamei be nam SHOK dar shabakeye 3 tabligh mishe ke kheyliatoon didid . ke be tahghire RAPE FARS pardakhte shode va dar in tizer raper ha ro SHEYTAN PARAST MOAREFI KARDE va beyne har bakhash az armha va axhaye sheytan parasti estefade shode ke dar avale in tizer axi az FARVAHAR (foroohar) ast va bad az oon ham mosahebe in az felakat ke khodesho va tamam e RAPER haro amali moarfi karde va.. vaghean zaboonam band oomad vaghti in TOHIN ro didam.be tore kholase in barname tamame RAPER haro SHeytan parast va FARVAHAR ro ham yek namade sheytan parasti moarefi karde, inham shiveye jadide sarkoob kardane rapperhaa

yaase badakhto ham kubundan

Shahin Felakat : Barnameye SHOK Barnameiye Ke Shahin Felakato Reza Pishro Toosh Hozoor Dashtan , In Shabake Ba Onvane Inke Mikhan Kari Konan Rap Rahat tar Mojavez Begire Ba In Rap Kon`haa Mosahebe Kard Ke Bad Az Mosahebe Tablighesho Too TVie Iran Didan Ke Taze Fahmidan Reza Rooygary Tahie Konandeie In Barname Dooroogh Gofte Va Khaste Ke Felakato Va Pishro Va Rap Kon`haaie Digaro Kharab Kone bezoodi etelate bishtar o behetoon midim

سخنی چند با خوانندگان…

اوت 19, 2008

پریاس کشوری شگفت انگیز است که در آن جنگها،اکتشافات،اختراعات،رویدادهای شگفت انگیز،در حال وقوع بوده و هست.این کشور ناشناخته روی زمین نیست و در کره واقع در فضا بوجود آمده است و بیش از 55000 سال قدمت دارد.برخی از جریانات مهم که در این کشور اتفاق افتاده عبارتند از:

جلال آل عبا و روح بی رخ،دورتر از غار شینگال،قیام بر علیه شوله ورژن 2 (Shule Version 2)،حکومت حداد و…

و اما چگونگی کشف:

روزی دو نفر در کنار حوضی واقع در یک خانه بسیار قدیمی و فرسوده نشسته بودند و به ماهی های درون حوض نگاه می کردند.یکی از آن دو نفر دست خود را به سمت یک ماهی دراز کرد تا آن را بگیرد،اما ناگهان هر دو آنها به داخل آب کشیده شدند و دیگر هیچ نفهمیدند.وقتی که به هوش آمدند خود را در شهری بسیار بزرگ و فوق العاده پیشرفته دیدند،جایی که حتی در تصور هم نمی گنجید.این که این شهر چگونه ساخته شده است را می توان در تاریخ معاصر پریاس یافت،که ما آن را بعد از مدت های تحقیق یافتیم.

توصیه می کنیم تا بازدید کنندگان و خوانندگان عزیز،حکایات،حوادث،رویدادها را مطالعه کنند تا با این شعر عجیب آشنایی بیشتری پیدا کنند.

قابل توجه خوانندگان محترم،مفسران،تحلیل گران و بازدیدکنندگان عزیز:

تنها منبع اصلی و مورد ارتباط مرتبط با پریاس،فقط و فقفط این وبلاگ است.

زلف بر باد – محسن نامجو

اوت 17, 2008

ویدئو کلیپ زیبای «زلف بر باد» از محسن نامجو با حضور زهرا امیر ابراهیمی.اگر چه قدیمیه،ولی دیدن دوباره اش خالی از لطف نیست.

آخرین نسخه Flash Player برای مشاهده لازم است،دانلود از اینجا.

(more…)

آلبوم جدید محسن نامجو

اوت 14, 2008

آلبوم جدید محسن نامجو در آگوست 2008 عرضه می گردد.این آلبوم همان آلبوم جبر جغرافیایی است،با این تفاوت که آهنگ ها دوباره ضبط ومیکس شده،ضمن اینکه دو آهنگ دیگر نیز با عنوان اعتیاد میرزا و سیم بند به این آلبوم اضافه شده است.در حال حاضر،تنها آلبوم ترنج و جبر جغرافیایی با اجازه خود محسن نامجو پخش شده است.دانلود در پست جدید…

(more…)

حکایت حرّ

اوت 11, 2008

از آنجا که حرّ دودره باز به غفقاز رفت،سروده ی مرد الکلی به دار عرفان آویخت و وی در قحطی اسیر شد.شهری که مردم نان در خون می زدند و کجا نان در روغن؟حر به پیش کل کوهی برفت و از او خواست تا چند گزنجه (واحد پول) به او بدهد تا سه راه نجفی را تاسیس کند.او گفت:گل و خشت نیست و بتن ها در راه به دست ماموران خاژدررود به غنیمت است.حر به فکر افتاد تا از فولاد،انگی (نوعی سازه فولادی – Ang) طراحی کند با مقاومت 60 تن بر سانتی متر مربع.پس از 70 روز عمل با موفقیت انجام شد.سپس مردم گفتند او نابغه ی قوم انگران (طراحان انگ) است،پس به حرّ انگر معروف شد و از انگ،پایه ای بنا کردند برای معبد الکل خوران شصت در شصت،به نام الشصعر (Alshas’ar) .واما در پس داستان مخالفان نشسته اند و ندایی از آنان برخاست و به شهر هجوم بردند و پیش شهردار ریختند و گفتند : «سنت،همگانی است».سپس دستور تخریب معبد از طرف مهندس قلقلکلان(GholGholKalan) صادر شد.روز خوران فرا رسید.همه الشصعریان،می خوردند و مست و لایعقل و ترد،به خیابان ریختند و گفتند ما : «کشتی شویم،جاری» و به دور معبد،همچون ارس چرخیدند که اگر گریدلر (نوعی وسیله کشتار جمعی – GrayDeler ) بیاید جام ده ها هزار نفر را باید بگیرد.جوش و خروش در گرفت،جنگ در گرفت بین الشصعریان و خاژیان و دولت.شاه کشور ره رها کرد و گریخت.کشور بی حکومت شد.شورش،حرص و برای عده ای سود جو،آماده شدن برای حکومت،بیداد می کرد.فضل خان شرف مردی دلیر از خطه ی کوی مغان،برخاست و همه را بسوی خود خواند تا 11 تن آل شرف تشکیل شد و نیروی خارق العاده ی کورژنگ بوجود آمد.سپس 11 تن آل شرف،»عاج دمِ خرِ بی کران» (نوعی ابزار جنگی – Aje Dome khare Bi karan) به دست گرفتند و همچون گله ای شیر دلیر،به خاژ حمله ور شدند.خاژیان را سوزاندند و کوباندند.از آن پس همه چیز مدرن شد و متحول گردید و به حر،مدال افتخار «کلنگ افتتاح طرح شفق» را دادند.

بشنوید از کل کوهی که تنها و بی کس در کوه (ژلق لق طوقه – (zhalaghe laghe Toghe می میخورد و آتش می سوزاند.شیرگی شد و ریش خود در آتش بسوزاند.با خود زمزمه می کرد : من مست در میکده ام،با که گویم راز؟…که این عقوبت کوتاهی وی در حق حرّ بود.پس از 33 سال،دود شیره،عقل از او ربود و می نیز او را مست و لایعقل کرد.در غروبی سرد،وی تلو تلو خوران غار کوه بیرون آمد و بی اختیار حرکت کرد.پایش لغزید و از کوه سقوط کرد و در دم جان سپرد.حرّ جنازه ی کل کوهی بدید،قهقهه سر داد.پیر مغان با قاطر خویش رد می شد چون حرّ را در آن حال بدید،تازیانه ای سخت بر صورت او زد که تا آخر عمر بر صورت حرّ،باقی بماند.پیر مغان ابیاتی شعر برای او خواند و آرام دور شد.حرّ آرام آرام به سمت شهر حرکت کرد…