Archive for the ‘پریاس’ Category

شعر سیاه موی

فوریه 18, 2009

siah mooy

siah mooy

خزان مردی بهاردل به آینه می نگریست،اندکی بعد غرق شد در آن،با خود می گفت:چه موها داشتم!
گاه دست در آن فرو می بردم،گاه فشن می شدند و گاه خشن از اسباب زندگی…
گاه ویران می شدند ز ویرانی من…
گاه شاداب می شدند ز شادابی من…
گاه گاهی خسته بودند خسته تر از من…
گاه لاخ لاخ بر زمین می افتادند و من غمین بودم از این کار بیکار…
جنگلی بود و کویری شد!
رنگ عشق بودند و رنگ برف شدند،عشقی در بهار عمر،برفی در خزان عمر…
حال خزان عمر به من روی آورده،با حسرت به بهاررویان می نگرم که در خیابان گام به گام،
می روند و تی تی می کنند و دلهاشان ساعتی ز غم دوراست و روزگاری دگر غمین…
مرا هم روزی بهار بود!یادش شاد!
عاشقی بودم!گاه به صحرا می رفتم تا جویم دل را!
گاه می نواختم،گاه بیهوده و گزاف قدم می زدم،ساعتها در زیر باران!
عشق را می دیدم!می جوییدمش!می بوییدمش!
حال اندکی موی بر سر مانده که یادگار بهار است اما به رنگ خزان،افسرده،آرام نشسته بر سری پر خاطره.
خاطراتی همانند رنگین نام ها!
یادش افتاد روزگاران!یادش افتاد بهاران!
داغ دلش تازه گشت،دلش پی می و باده گشت،با خود می گفت:
خدا را شکر،دلم زنده است هنوز،گرچه من خزانم،او بهارست هنوز!
گاه یادی می کنند از جمع رفقا،گاه پر می کشند سوی عرفا،گاه در میخانه و گاه در مسجداست.
هرجا که هست بهارش جاودان باد،خدا کناد هیچ گاه خزان بر او چیره نشود.
آی مردم!مرا در یابید!
گرچه جسم من خزان است!لیکن جان من بهارست هنوز!
اما چه سود که خزان و بهار با هم نمی سازند.همانند کبک و کلاغ!
خزان از گردکان روی گنبد سخن می گوید و بهار از ساختن لانه ی چغوکان!
روی درختان توت،زیر شاخه های تاک،روی زیبای کاج،قامت والای سرو،چنار…
آب شفاف انگور که نور گیرای مهتاب در آن افتاده…
یک شب مهتابی زیر سایه مهتاب!
کنار جمع یاران،آنان که پیک برهم می زنند و به سلامتی می نوشند،آب عشق!
غرق در خویشتن خویش بود که خواندنش:مرد،کجایی!
از آیینه برون آمد،آهی کشید و گفت:آه!چه موها داشتم…
اثری از : ع.ر.ن

مطالبی عجیب و تکان دهنده راجع به عرفا و متصوفین

ژانویه 27, 2009

مطالبی عجیب و تکان دهنده راجع به عرفا و متصوفین
این مطالب و تو یه کتاب خوندم،واسم خیلی غیرمنتظره بود…حتما بخونید…
شمس تبریزی
shams2
اهل تبریز و از خاندان معروف ((بزرگ امید)) بود که همگی اسماعیلی مذهب بودند.
وی می گوید:سماع و آوازه خوانی به همراه موسیقی و رقص یک عبادت برتر می باشد و حتی برای برخی افراد مستعد واجب است…او روزی برای نظربازی و عشق بازی از مولوی 3 چیز درخواست نمود:یکی همسر مولوی،یکی پسر مولوی که هنوز بالغ نشده بود و قدری شراب از محله زرتشتیان (!!!)…جالب اینجاست که مولوی هر سه را برای استاد خویش مهیا نمود!
shams
مولوی پس از ملاقات با شمس تبریزی،درس و مدرسه را رها نمود و به رقص و نغمه سرایی و سماع و عشق بازی پرداخت.
او در هنگام 60 سالگی به دختر جوانی به نام کیمیا خاتون دلبستگی پیدا نمود و آخر با او ازدواج کرد.اما به دلیل رفتار خشن شمس،دختر جوان پس از یک بیماری 3 روزه جوان مرگ شد!
شمس تبریزی می گوید:وقتی پیامبر به معراج رفت جبرئیل به پیغمبر گفت:اگر 4 برابر عمر نوح فرصت داشته باشم و فضایل عمر بن خطاب را بشمرم،مناقب او تمام نخواهد شد،اما عمر با همه فضیلتهایی که دارد تنها یک خوبی از خوبیهای ابوبکر است!

واما ابوسعید اباالخیر:
محل سکونتش نیشابور و سنی مذهب…(برید به ادامه مطلب…)

(more…)

سخنی چند با خوانندگان…

اوت 19, 2008

پریاس کشوری شگفت انگیز است که در آن جنگها،اکتشافات،اختراعات،رویدادهای شگفت انگیز،در حال وقوع بوده و هست.این کشور ناشناخته روی زمین نیست و در کره واقع در فضا بوجود آمده است و بیش از 55000 سال قدمت دارد.برخی از جریانات مهم که در این کشور اتفاق افتاده عبارتند از:

جلال آل عبا و روح بی رخ،دورتر از غار شینگال،قیام بر علیه شوله ورژن 2 (Shule Version 2)،حکومت حداد و…

و اما چگونگی کشف:

روزی دو نفر در کنار حوضی واقع در یک خانه بسیار قدیمی و فرسوده نشسته بودند و به ماهی های درون حوض نگاه می کردند.یکی از آن دو نفر دست خود را به سمت یک ماهی دراز کرد تا آن را بگیرد،اما ناگهان هر دو آنها به داخل آب کشیده شدند و دیگر هیچ نفهمیدند.وقتی که به هوش آمدند خود را در شهری بسیار بزرگ و فوق العاده پیشرفته دیدند،جایی که حتی در تصور هم نمی گنجید.این که این شهر چگونه ساخته شده است را می توان در تاریخ معاصر پریاس یافت،که ما آن را بعد از مدت های تحقیق یافتیم.

توصیه می کنیم تا بازدید کنندگان و خوانندگان عزیز،حکایات،حوادث،رویدادها را مطالعه کنند تا با این شعر عجیب آشنایی بیشتری پیدا کنند.

قابل توجه خوانندگان محترم،مفسران،تحلیل گران و بازدیدکنندگان عزیز:

تنها منبع اصلی و مورد ارتباط مرتبط با پریاس،فقط و فقفط این وبلاگ است.